سلام به همه قاصدكيهاي قديم. قاصدكيهايي كه وقتي با اين لفظ صداشون مي كردم كلي انرژي مي گرفتم.چون مي دونستم با گروهي از دانشجوهاي خوب و فهيم كتابداري صحبت مي كنم كه در همه حال هواي همديگه را دارند؛ جوياي احوال هم هستند. گاه گداري سراغي از ما مي گيرند و هدفشون هدف اصلي قاصدكه. راستي يادتون هست هدف قاصدك را چي تعريف كرديد؟
"اعتلاي رشته كتاداري و معرفي بيشتر اون" "آشنا كردن دانشجويان با اين رشته و بالا بردن سطح علمي دانشجويان" و....
حالا خودتون قضاوت كنيد آيا مسير را درست رفتيد؟ پستها و كامنتهاي اخير را مروري بكنيد. آيا واقعا مطالب نوشته شده در همين راستا بود؟ آيا درج اين مطالب در شان شماهابود؟
هيچ وقت فكر نمي كردم دوستان و همكاراني كه هر روز وبلاگ را وسيله سلام احوال پرسي خود مي دونستند اينطور فضاي وبلاگ را با حرفهايي كه هنوز باورم نمي شه از ذهن اونها گذشته مكدر كنند.دوستان ، من مطالب را حذف كردم چون دوست نداشتم خودم وشماها ديگه فرصت مرور اونها را داشته باشيم.
يادمه وقتي كه دوستان جديد وبلاگ يعني خانم ابرقوئيان و خانم اشرفي وارد وبلاگ شدند به همه اين اطمينان رو دادند كه قاصدك مسيرش رو به خوبي طي مي كنه .يادمه همه از حضور اونها خوشحال بوديد و مرتب اين مطب رو اعلام مي كرديد و اين دو نفر هم انصافا به وبلاگ رونق دادند.
دوستان قديمي تر هم واقعا تلاش كردند و تعداد نويسندگان وبلاگ زيادتر شد.من مدام در كلاسهاي مختلف دانشجويان را تشويق به مطالعه وبلاگ و درج مطلب مي كردم.ولي مي دونيد چي شد؟
آيا هيچ وقت از خودتون پرسيديد چرا هيچ كدوم از اون افراد مطلبي در وبلاگ نمي گذارند و يا بعد از مدتي از ادامه كار باز مي مونند؟؟؟
آيا تلاش كرديد بقيه رو تشويق كنيد و حداقل براي مطالب اونها كامنتي بگذاريد كه اونها رو دلگرم كنه؟ آيا باهاشون همراهي كرديد؟
متاسفانه نه.
بارها و بارها به طرق مختلف نارضايتي بچه ها از پستها و كامنتهاي دور از شان و شخصيت نويسندگان با اخلاق وبلاگ ؛ به من رسيد و يكي يكي شاهد انصراف دانشجويان بودم.
هدف من ، دور هم نگاه داشتن همه بچه ها بود ولي باز سعي كردم دخالت مستقيمي در مطالب نكنم بسياري از مواقع مطالب درج شده را در شان وبلاگ نمي ديدم ولي باز سعي كردم استقلال دانشجويي وبلاگ را حفظ كنم چون به همگي اعتماد داشتم.
ولي گاهي اوقات كه اعتراضات ، بيش از حد بود تنها در نظرات پستها تذكري به بعضي از دوستان دادم ولي نتيجش چي بود؟متاسفانه نتيجه اي عايد من نشد جز تعدادي كنايه و ادامه كار بر همان منوال.سعي كردم با اظهار نظر نكردن در مورد مسائل خصوصي افراد كه به عنوان پست پر كامنت در وبلاگ علمي درج مي شد اعتراض خودم رو اعلام كنم ولي چي شد؟ احساس كردم جذابيت اين مطالب بيش از هدف وبلاگه و هيچ وقت فكر نمي شه كه رييس مركز، اساتيد و دانشجويان جديد همه رشته ها كه آدرس وبلاگ رو با نام انجمن علمي دانشجويان كتابداري و اطلاع رساني در جاي جاي دانشگاه مي بينند واون راپر سابقه ترين وبلاگ دانشگاه مي دونند كه ميتونه الهامبخش و الگوي بقيه باشه؛ هم خواننده وبلاگ هستند .
دوستان عزيز من اگر من تاكيد ميكردم كه مطالب علمي باشه براي اين بود كه شان علمي پايه گذاران دوست داشتني انجمن كه الان توي دانشگاه نيستند و تنها معرفشون مطالبشونه حفظ بشه. دوست داشتم شأن خانم فخري عزيز كه هميشه نماد استقامت و تلاش و پشتكار براي من و همه دوستان بوده و يا آقاي علي جان كه مطالب علمي جالبش توي وبلاگ خودش و وبلاگ گروهي كتابداران هميشه خواندني بود حفظ بشه .براي من مهمترين دغدغه در اين مركزحفظ شأن و شخصيت دانشجو و فارغ التحصيل رشته كتابداريه و بابتش تاوان سختي رو هم پرداختم ولي مي دونم دانشجوي كتابداري ارزش بيش از اين رو داره البته اگر خودش اين قضيه رو باور داشته باشه.
اگه خانم اشرفي هم اعتراض خودش رو البته كمي تند اعلام كرد مطمئنا هدفش بهبود عملكرد وبلاگ و زنده موندن وحيات همراه با شادابي وبلاگ بود. ولي پاسخش؟!!!
پاسخش اين نبود. انتظارم از همتون بيش از اين بوده و هست.
شايد الان هم من كمي تند رفتم ولي دوستان عزيز چون همتون بسيار برام ارزشمنديد به خودم حق مي دم كه اجازه ندم كدورتي بين افراد پيش بياد و فضاي وبلاگ را هم مكدر كنه. وبلاگ براي هممون محفل دوستي و محبته و نه....
مطمئن هستم همتون حتي وقتي به رسم رفتار بچه ها از هم و يا از من مي رنجيد و از وبلاگ انصراف مي ديد باز هم هر روز به اون سر مي زنيد و با كنجكاوي مطالب رو پيگيري مي كنيد. ولي آيا فكر مي كنيد ديدن عسكهاي بيانگر غم و غصه و گريه و ....و خواندن پستهاي گله و شكايت و... براي بقيه خوشايند است .
هيچ وقت دوست نداشتم اينطور با دوستان عزيزي كه ارزش زيادي براي تك تكشون قائلم و از صميم قلب دوستشون دارم صحبت كنم. مي دونم كه الان هم به رسم عجيب اكثر دانشجويان كتابداري كه بسيار زود رنج و حساسند!!! از من رنجيده خاطر خواهيد شد. ولي اميدوارم تجربه تلخي را براي من رقم نزنيد. تجربه اي كه ارتباط نزديك با دانشجو و تلاش براي دوستي با آنها را براي من بي نتيجه و يا با نتيجه معكوس جلوه دهد.
اميدوارم مجددا شاهد حضور شاداب ؛ پررنگ ؛ صميمي ؛ دوستانه و دانشجويانه همگي شما در وبلاگ باشم و همه تلاش كنيم در عين رعايت تنوع و جذابيت در وبلاگ محتواي علمي اون را هم تقويت كنيم.
از همه بابت همه چيزهايي كه باعث آزردگي خاطر شده عذر خواهي مي كنم و اميدوارم علت همه نگراني هاي من را درك كرده باشيد كه همه گوياي عشق و علاقه من به همه شماست.
همتون را خالصانه دوست دارم و براي موفقيت همه از صميم قلب دعا مي كنم.
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387 ساعت 12:54 توسط استاد شهرزادی
|